یکشنبه ۱۳ مارس ۲۰۱۱

خود محوری

سلام
خیلی جالبه برام. این بحث خودمحوری که از دهه 90 خیلی پر رنگ شد و خیلی از روانشناسا رو به خودش مشغول کرد الان خیلی به درجه بالایی رسیده. هر کس خودش رو میبینه و اهداف خودش رو دنبال میکنه. هر کس اول به راحتی خودش فکر میکنه بعد به بقیه. هر کس راه خودش رو میره. هر کس اول میگه من بعد میگه بقیه. این موارد رو همیشه و هر لحظه میبینید. 
تو مترو، تو دانشگاه، محل کار، تو همه قسمتهای جامعه این هست. ولی نمی پذیریم که ما هم اینطوری هستیم! اینجاست که من رو اذیت میکنه. تو جایی میخوندم که مادر هم که به فرزندش مهربونی میکنه به دلیل آروم کردم حس و نیاز مادری خودش هست! کسی که عشقش رو میبوسه برای آروم کردن نیاز روحی خودش هست اول بعد به دلیل طرف مقابل. کسی که میره تو جنگ شهید میشه به دلیل ارضای یکی از باور های روحی خودش هست و یا برای رسیدن به یه چیز بهتر، در درجه دوم برای ملت و ... 
هر چند 100 درصد این رو قبول ندارم ولی هر چی بیشتر با مردم ارتباط میگیرم بیشتر به این موضوع میرسم. چندین بار شده به یه گدا کمک کردم و خیلی بارها شده که به گدایی کمک نکردم. دلیل این اختلاف چی بوده؟ گدا که گداست. حس من بوده که در اون لحظات متفاوت بوده.
بیایید قبول کنیم که درصد زیادی از ارتباطات ما برای بر طرف کردن نیاز شخصی ماست و نه چیز دیگه. من نمیگم اینطوری نباشیم چون خود من هم نمیتونم اینطوری نباشم و کسایی هم که این ادعا رو دارن که تعدادشون هم زیاد هست به نظر شخص من دروغ میگن. این ریشه در وجود ما داره. شاید در 1000000 سال آینده از بین بره. ولی الان هر کسی رو که من دیدم اینطوری بوده. اولیش خود من و دومیش خود شما.
یه سری به اصطلاح دوست و رفیق دارم که به نظر خودشون دوست عزیز من هستن ولی هر وقت سوالی دارن یا کارشون گیر میکنه یاد ادم میافتن. متاسفانه هر روز داره تعدادشون میره بالا. سر کلاس pause میدم سوالات مهاجرتشون یادشون میافته. تو چت میبینن من آنلاین هستم یاد سوالات کامپیوتر و فرانسه می افتن. من رو تو خیابون میبینن در مورد فلان مدرک خواسته شده صحبت میکنن. یکی از دوستان که بعد این همه مدت میگه من کلاس فلان استاد میرم الان میخوام فلان کار رو برام کنی و کمکم کنی، منم البته قبول نکردم و گفتم به همون استادت بگو برات انجام بده .... 
اگر جز این دسته هستید لطفا اسم خودتون رو دوست نذارید. شما هم اول به فکر خودتون هستید. دوستان من کسانی هستن که درصد زیادی هم به من فکر میکنن. بعد از خودشون نگران من هستن. پس از من انتظار بیخود نداشته باشید. من قبلا هم بارها گفتم برای کمک کردن به دیگران دلایل خودم رو دارم. دلیلش رو پیدا نکنم به کسی کمک نمیکنم. مثل همون خانمی که تو بانک ازم کمک خواست و جواب رد شنید.اگر اسم کسی رو دوست بذارم حاضرم براش همه کار بکنم ولی انتظار هم دارم برام همه کار بکنه! وگه نه از دسته دوستان من خارج میشه. من اسمش رو میذارم سو استفاده.
امیدوارم سوتفاهم نشه و کسی هم به خودش نگیره. چون دلم از این قضیه الان گرفته بود نوشتم این پست رو.

موفق باشید

Share/Bookmark

3 - ارسال نظرات:

  1. معلم گرامي

    شايد حق با شما باشد .ولي يك نكته را فراموش نكيد كه لزوما همه آدمهايي كه از ما مكم مي خواند قصد سوء استفاده از دوستي را ندارند .گاهي اوقات با گفتن يك بله يا نخير شما به يك نفر كمك كرديد تا بر استرسهاي جاري اش غلبه پيدا كنه و البته اون آدم هم به شما براي رفع مشكلش اعتماد داره چرا از كس ديگه اي نخواسته ؟

    پاسخحذف
  2. Soraya B.ZonooziMar 13, 2011 11:33 AM

    I do agreeeeeeeeeeee!

    پاسخحذف
  3. فرق بین سوال پرسیدن و قصد استفاده داشتن کاملا مشخص هست. یعنی راحت میشه تشخیص داد. به هر حال کمک به دیگران لذتی دارد که آدم سخت میتونه ازش بگذره.

    پاسخحذف